خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی دانش و ادراکی است که فرد از خود دارد. به عبارتی، آگاهی از خود شامل شناخت ما از خودمان است و افزایش آن به معنای آنست که فرد تصویری روشن از ویژگی‌ها، ارزش‌ها، نگرش‌ها، علایق و نیازهایش داشته باشد.

وقتی فردی خودش را بخوبی بشناسد می تواند در مسیر زندگی موفقیتهای بیشتری کسب کند و رضایت بیشتری از زندگی شخصی خویش داشته باشد. موقع تصمیم گیریها متناسب با شناخت خود تصمیم بگیرد و پیش برود. در انتخاب اهداف موفق تر عمل نماید و بتواند در موقعیتهای مختلف زندگی تصمیمات بهتری اتخاذ نماید.

برخی از ویژگی های افراد خودآگاه:

– برای خودشان ارزش قائلند.

– از روحیه انتقاد پذیری بالایی برخوردارند.

– به ارزش ها و اعتقادهایی که دارند آگاهی کامل دارند و از آن ها دفاع می کنند.

– احساس خشنودی و رضایت خاطر زیادی دارند.

– از مشورت با افراد متخصص استقبال می کنند.

مولفه های خودآگاهی

  • شناخت ویژگیهای جسمانی و بدنی
  • شناخت توانایی ها و مهارتهای خود
  • شناخت نقاط ضعف خود
  • شناخت افکار، احساسات و رفتار
  • شناخت باورها و ارزشهای خود
  • شناخت اهداف خود

شناخت ویژگی های جسمانی و بدنی:

ما اغلب نسبت به ویژگی های جسمانی و ظاهری خود دارای حس(مثبت یا منفی) هستیم. ممکن است دارای ویژگیهایی باشیم که مورد علاقه مان باشند و یا در بعضی موارد ویژگی‌هایی داشته باشیم که مورد علاقه‌مان نباشند. برخی از این ویژگی‌ها احساس خوب و بعضی احساس بدی به ما می دهند بعضی از این ویژگی‌ها قابل تغییر و برخی غیر قابل تغییر و بقیه تا حدودی قابل تغییر هستند. با شناسایی آن دسته از ویژگی‌های منفی در ظاهرتان که قابل تغییرند، سعی کنید برای بهبود آنها تلاش کنید تا به احساس رضایت بیشتری نسبت به خود دست یابید. و باید آن بخش که قابل تغییر نیست را بپذیرید و با آن کنار بیایید چون شما در ایجاد آن نقشی نداشته اید. همچنین باید نقاط مثبت و ویژگیهای مثبت ظاهری تان را در نظر بگیرید و احساس رضایت را در خود تقویت کنید.

شناخت توانایی ها و مهارتهای خود

این مولفه شامل شناخت نقاط قوت و ویژگیهای مثبت خود، شناخت توانمندیها و استعدادهای خود و شناخت موفقیتها و پیشرفتهای خود می باشد. بسیاری از افراد فکر می‌کنند تمام خصوصیت‌های خود را می‌شناسند اما حقیقت و واقعیت چیز دیگری است. چرا که هر فرد دارای خصوصیت هایی است که برخی از آنها برای خود او شناخته شده می باشد در حالی که این خصوصیات برای دیگران ناشناخته است. ممکن است خصوصیات دیگر این فرد برای خودش ناشناخته باشد اما برای دیگران شناخته شده باشد. این امکان وجود دارد که خصوصیاتی در فرد وجود داشته باشد که هم برای خودش و هم برای دیگران ناشناخته باشد. برای همین فکر کردن به این ویژگیها و نوشتن آنها روی کاغذ و حتی سوال از دیگران راجع به توانمندیهای خود و یادداشت کردن انها کمک می کند تا شناخت بهتری در این زمینه داشته باشیم.

شناخت نقاط ضعف خود:

برخی افراد نقاط ضعف خود را انکار می کنند چون توانایی روبه رو شدن با آنها را ندارند. برخی دیگر نقاط ضعفشان را به قدری بزرگ می کنند که خود را فردی ضعیف دارای ویژگی های منفی می پندارند. اغلب ما در مواجهه با ویژگی های منفی خود در موضع غفلت، انکار، حمله و یا رنجش قرار می گیریم واقعیت این است که هیچ کدام از این مواضع کمکی به از بین رفتن این ویژگی ها نمی کند. گاهی حتی ما از ویژگی های منفی خود آگاه نیستیم و بدتر اینکه حتی آنها را مثبت و ارزشمند می دانیم. باید ویژگیهای منفی خود را شناخت و آن بخشی که قابل اصلاح است را اصلاح نمود و آن بخشی که قابل تغییر نیست را پذیرفت. قرار نیست همه انسانها فقط واجد ویژگیهای مثبت باشند بلکه انسانها مجموعه ای از ویژگیهای مثبت و منفی هستند.

شناخت افکار، احساسات و رفتار:

 ما انسان ها اغلب همانگونه رفتار می کنیم که احساس می کنیم و همانگونه احساس می کنیم که فکر می کنیم. در واقع زنجیره واکنش ما در مقابل رویدادها و وقایعی که با آن روبرو می شویم از فکر و احساس ما می گذرد. ما نسبت به آنچه با آن روبرو می شویم فکری می کنیم که احساسی در ما بوجود می اورد و این احساس منجر به واکنش ما می شود. شناخت این افکار و احساسات کمک می کند تا کنترل بهتری روی واکنشهای خود داشته باشیم. معمولا این افکار بصورت خودکار عمل می کنند و شناخت ما روی آنها می تواند کنترل آنها را برای ما ساده تر کند تا بتوانیم واکنشهای بهتری داشته باشیم.

شناخت باورها و ارزش های خود:

باورهای ما افکاری هستند که آنها را پذیرفته و در درون خویش تایید کرده‌ایم. ارزش‌های ما ملاک‌ها و معیارهایی هستند که ما به وسیله‌ی آن، باورها و رفتارهای خود و دیگران  و امور پیرامونی را ارزیابی می‌کنیم. ایده‌آل ها و آرمان‌های ما یعنی چیزهایی که دوست داریم به آنها برسیم و ریشه در ارزش‌های ما دارند. هر یک از ما بر اساس محیطی که در آن متولد می‌شویم، خانواده‌ای که در آن رشد می‌یابیم، افراد و شرایطی که تحت آن تربیت می شویم، اجتماعی که در آن زندگی می کنیم، و بطور کلی طی فرایند اجتماعی شدنمان، ارزش‌هایی را کسب می‌کنیم. افکار، باورها و ارزش‌هایی که به صور مختلف کسب نموده‌ایم، در ذهن ما چارچوب‌ها و ساختارهایی را می سازند. هر یک از ما بر اساس این چارچوب ها یا ساختارهای ذهنی مان اطلاعات دریافتی از محیط پیرامون را پردازش می‌کنیم. این ساختارهای ذهنی در افراد مختلف متفاوت است و به همین دلیل نگرش افراد مختلف نیز به زندگی با یکدیگر فرق می کند. تحقیقات نشان داده‌اند که ساختارهای ذهنی و نحوه نگرش افراد به زندگی قابلیت تغییر دارند و افراد می‌توانند هر کجا که لازم باشد با تغییر در افکار و باورهای خود به اصلاح و تعدیل ساختارهای ذهنی خود بپردازند.

شناخت اهداف خود

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های افراد خودآگاه،  هدفمند بودن آنهاست؛ بدین معنی که این افراد دارای مجموعه روشنی از اهداف از پیش تعیین شده هستند. آرزو تمام آن چیزهایی است که در ذهن خود داریم و یا بر زبانمان جاری می‌کنیم. اما هدف چیزی یا جایی است که می‌خواهیم به آن برسیم و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی کرده و تلاش می‌کنیم. افراد خودآگاه برای تعیین اهداف فردی هم به توانایی‌ها و ضعف‌های خود و هم به شرایط موجود دقت کافی مبذول می‌دارند. نکته‌ی مهمی که این افراد به آن آگاهی دارند این است که دستیابی به هر هدفی مستلزم صرف وقت، تلاش و سخت کوشی است. آرزو تمام آن چیزهایی است که در ذهن خود داریم و یا بر زبانمان جاری می کنیم  اما هدف چیزی یا جایی است که می خواهیم به آن برسیم و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی کرده و تلاش می‌کنیم.

افراد خودآگاه برای تعیین اهداف فردی هم به توانایی‌ها و ضعف‌های خود و هم به شرایط موجود دقت کافی مبذول می‌دارند. نکته مهمی که این افراد به آن آگاهی دارند این است که دستیابی به هر هدفی مستلزم  صرف وقت، تلاش و سخت کوشی است. نکته ی دیگر این است که اهداف می‌توانند واقع بینانه یا غیرواقع بینانه باشند. مسلما هر چقدر شناخت ما از خودمان واقعی‌تر باشد، هدفی را هم که برای خود بر می گزینیم واقع بینانه‌تر خواهد بود و احتمال دستیابی به آن بیشتر است. رسیدن به هدف بر خودباوری و شناخت ما از خود اثر مثبتی می‌گذارد و برعکس شکست در رسیدن به اهداف بر اعتماد به نفس و خود باوری اثر منفی می‌گذارد.

فرآیند هدف گذاری

مرحله اول: مشخص ساختن خواسته ها

مرحله دوم: مشخص ساختن اهداف

مرحله سوم: عینی کردن اهداف

مرحله چهارم: تعهد و اجرا

مرحله اول؛ تعیین خواسته‌ها: این که بدانیم چه می‌خواهیم در حقیقت خواسته خود را مشخص کرده‌ایم. افراد مختلف، اهداف گوناگونی دارند؛ اما بطور کلی 8 حیطه وجود دارد که می‌توانید به کمک آنها به تصویر روشنی از خواسته‌ها و نیازهای خود برسید. حیطه های سلامت جسمانی، تحصیلی، شغلی، مالی، اجتماعی، دینی و معنوی، سلامت روانشناختی و تفریحی حیطه هایی هستند که نیازهای ما را در بر می گیرند. ابتدا باید مشخص کنیم در هر یک از این حیطه ها چه چیزی می خواهیم.

مرحله دوم؛ تعیین هدف: انتخاب و ارزیابی اهدافی که مایل هستید به آنها برسید و اولویت بندی این اهداف. باید اهدافی که برای ما مهم است به انها دست یابیم را کاملا روشن مشخص کنیم.

مرحله سوم؛ عینی کردن هدف: مشخص کردن این که دستیابی به آن هدف چگونه، کجا، کی  و به کمک چه کسانی میسر خواهد شد. برنامه ریزی برای رسیدن به هدف در این مرحله انجام می شود.

مرحله چهارم؛ تعهد و اجرا: مراحل دستیابی به هدف را مشخص کرده و برای رسیدن به آنها تلاش کنید.

یکی از مهم‌ترین شرایط لازم برای رسیدن به  هدف، تقسیم بندی یا جزئی کردن هدف است.

جزئی کردن هدف چه نقشی  در رسیدن به هدف دارد؟

جزئی کردن هدف به فرد کمک می‌کند تا اهداف خود را از قالب کلی و مبهم خارج ساخته و آن را به اجزایش تقسیم کند. وقتی که که اهداف خرد می شوند، زمان و مکانی که فرد می تواند به آن برسد مشخص و قابل درک می شود و فرد این توانایی را در خود می بیند که به هدف مورد نظرش خواهد رسید؛ بنابراین برای رسیدن به آن تلاش می کند.

همچنین، این تقسیم بندی(جزیی کردن) به فرد فرصت می‌دهد تا هم توانمندی‌های خود و هم ویژگی‌های هدفی را که می‌خواهد به آن برسد بیشتر بشناسد. شناخت به او کمک می کند تا اشتباهات احتمالی لحاظ شده در چگونگی رسیدن به هدف را شناسایی کند و در جهت رفع آن اقدام نماید یا حتی در پاره‌ای از مواقع فرد به این نتیجه برسد که باید تغییراتی در هدف ایجاد کند.

انواع خودآگاهی

خود را از زوایا و ابعاد مختلفی می توان دید. در زیر به تقسیم بندی خود می پردازیم:

خود فیزیکی

خود فیزیکی به تصوری که هر کس از ظاهر خود دارد اطلاق می‌شود. فرد ممکن است بر اثر عدم درک صحیح از تصویر واقعی بدن خود دچار بدریخت انگاری شود. همین عدم درک واقعیت فرد را به سمت عمل‌های جراحی زیبایی می‌کشاند.

خود جنسیتی

به برداشتی که هر فرد از تمایلات و هویت جنسی خود دارد گفته می‌شود. اگر این برداشت با واقعیت منطبق نباشد، فرد دچار تعارض در هویت جنسی می‌شود.

خود تاریک

این بخش از خود در برگیرنده اسرار درونی فرد است، همان چیزهایی که دوست ندارد دیگران راجع به او بدانند و برای پنهان کردنشان وقت و انرژی زیادی را صرف می‌کند.

خود واقعی

درونی‌ترین بخش وجود انسان خود واقعی است. هر کسی برای شناخت خود واقعی نیاز به کاوش و تفکر دارد.

خود معنوی 

این خود به باورهای معنوی فرد ارتباط دارد و تصویری است که شخص از اعتقاداتش دارد. شکاف در خود معنوی باعث تعارضات شدید درونی می‌شود، به طوری‌که شخص مدام با خودش بر سر ارزش‌هایش در جنگ است.

خود آرمانی

خود آرمانی همان خودی است که فرد خواهان رسیدن به آن است. تصویری مطلوب که شخص در ذهن خود می‌سازد و دوست دارد که آن باشد.

خود اجتماعی 

این خود به تصویری که فرد از جایگاه اجتماعی خود دارد برمی‌گردد.

دستیابی به خودآگاهی

به طور کلی افراد از دو طریق به خود آگاهی دست پیدا می‌کنند.

خودآگاهی عمومی

در این نوع خودآگاهی فرد خود را با معیارهای بیرونی مقایسه می‌کند و برایش مهم است که از نگاه دیگران چگونه دیده شود.

خودآگاهی خصوصی

در خودآگاهی خصوصی فرد بیشتر با ملاک‌ها و معیارهای درونی خود سر و کار دارد، بنابراین می‌تواند دقیق‌تر خود را تحلیل کند. این افراد از خود پنداره قوی‌تری برخوردار هستند.

هر چقدر بین خود واقعی و خود آرمانی فاصله کمتری وجود داشته باشد فرد عزت نفس بیشتری خواهد داشت و هر چقدر بین خود واقعی و خود ارمانی فاصله بیشتری وجود داشته باشد فرد عزت نفس کمتری خواهد داشت. در افرادی که عزت نفس کمی دارند گاهی اوقات خودآرمانی غیر واقع بینانه و کمال گرایانه است و گاهی خود واقعی کمتر از آنچه که هست ارزیابی می شود. برای اینکه عزت نفس فرد تقویت شود لازم است خود ارمانی واقع بینانه و متعادلی از خود داشته باشد و ارزیابی از خودش نیز واقع بینانه و درست انجام شود.

اجزاء خود آگاهی:

۱- خودارزیابی صحیح: شناخت ویژگی های مثبت و منفی بصورتی واقع بینانه و درست و پذیرش نقاط مثبت و منفی کنار هم

۲- خود آگاهی هیجانی: آگاهی داشتن از احساسات و هیجان های خود در موقعیت های مختلف و شناخت صحیح هیجانی و توانایی تفکیک احساسات از افکار

۳- اعتماد به نفس – عزت نفس: اعتماد به نفس یعنی اعتماد به اینکه فرد میتواند رفتاری را بطور موفقیت آمیز انجام دهد. ( اعتماد به توانایی خود ) و عزت نفس عبارتست از ارزشی که فرد برای خود قایل است.

تمرین های کسب خودآگاهی:

  • فرصتی فراهم کنیم و سری به خودمان بزنیم و از خود سؤال کنیم که  من کیستم؟
  • گاهی اوقات در تنهایی، با خود خلوت کرده و به رفتار و عملکردهای خود بیشتر بیندیشیم.
  • مهمترین عامل موفقیت و شادکامی در زندگی، اعتقادی است که به خویشتن خویش داریم. سعی کنیم آن را کشف کنیم.
  • عواملی که موجب نگرانی و اضطراب در ما می شود را شناسایی کنیم و با اولویت بندی در رفع آنها اقدام نماییم.
  • شناخت علایق و تمایلات می تواند شوق به زندگی را در ما تزریق کند. برای شناخت آنها در وجود خود تلاش نماییم.
  • نقایص و معایب رفتاری، احساسی و عاطفی خود را شناسایی کنیم و در جهت رفع آنها اقدام نماییم.
  • موانعی که در کمین است تا نگذارد به شخصیت اصلی خود دسترسی پیدا کنیم را بنویسیم و راه های مقابله با آن را از منابع مختلف کشف کنیم.
  • عشق ورزیدن را در خود توسعه دهیم و از دشمنی و تنفر که زیبایی ها را زشت و کدر می کند و انرژی درونی انسان را کاهش می دهد، بپرهیزیم. تمرین کنیم هر روز یکی از کینه هایی را که در دل داریم، فراموش کنیم.
  • گاهی با پناه بردن به سکوت می توانیم نداهای درونی خویشتن را بهتر بشنویم و به آگاهی عمیق تر نسبت به خود دست یابیم.
  • بعضی از باورهای غلط که از قبل در ذهن ما خانه کرده، موجب می شود که شناخت حقیقی از خود نداشته باشیم. چه خوب است که گاهی با خانه تکانی ذهنی بتوانیم صندوقچه ذهن خود را از باورهای غلط قدیمی خالی کنیم و فضا را برای ایجاد آرامش و خودشناسی در وجودمان باز کنیم.
  • پناه بردن به دامن طبیعت می تواند به کسب خودآگاهی عمیق تر ما کمک کند. پس گاهی به کوه و بیابان سر بزنیم، در جنگل یا ساحل دریا قدم بزنیم، در هوای آزاد کوهستان به آسمان و ستارگان بنگریم تا به عظمت آنها در وجود خویش بیشتر پی ببریم.
  • فرض کنیم فقط یک سال دیگر فرصت زندگی داریم. چه کارهایی را انجام خواهیم داد؟ چرا از هم اکنون انجام ندهیم؟
  • خیلی روشن به این سؤال پاسخ دهیم: برای چه در این دنیا هستیم و هدف ما از زندگی چیست؟
  • با مصاحبه با افراد نزدیک، فهرستی از نقاط مثبت خود را به دست آوریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.