مهارت ارتباطی(3)

تعریف ارتباط غیرکلامی:

 اگر چه اتفاق نظر کامل بر روی تعریف ارتباط غیرکلامی وجود ندارد، اما تقریباً همه‌ی این تعریف‌ها، با وجود کلمات و واژه‌های متفاوت، محدوده‌ی مشابهی را برای پیام غیرکلامی مشخص می‌کنند.

 ادوارد هال به عنوان یکی از محققان بزرگ مباحث میان فرهنگی و نیز ارتباطات غیرکلامی، تعریفی ساده اما شناخته شده از ارتباط غیرکلامی دارد. تعریفی که از نظر او در خودِ ارتباط غیرکلامی خلاصه می‌شود: ارتباطی که بدون رد و بدن کردن کلمات شکل می‌گیرد.

اما تعریف‌های دیگری هم وجود دارند که در این‌جا به چهار مورد از رایج‌ترین ‌آنها اشاره می‌کنیم.

  • تعریف ارتباط غیرکلامی جرالد هاله (Gerald Halle)

 ارتباطات غیرکلامی، به معنای مطالعه رفتارهایی است که در تعامل میان انسان‌ها بر پایه‌ی چیزی غیر از کلمات بروز کرده و به وسیله‌ی آن‌ها، مفاهیم و پیام‌های قابل درک میان طرفین، میان آن‌ها رد و بدل می‌شود.

  • تعریف ارتباط غیرکلامی برنت برلسون(Brant Burleson)

هر شکلی از نمایش، ژست، یا رفتار نمادین که هدف آن ارسال یک پیام است؛ یا این‌که به صورت ناخواسته پیامی را منتقل می‌کند.

  • تعریف ارتباط غیرکلامی جان گرین (John Greene)

هر کاری که ما غیر از به کار بردن کلمات در گفتگو انجام می‌دهیم که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به علائم چهره، ژست‌ها، ارتباط چشمی و حتی وسایل، لباس‌ها، حلقه‌ها و جواهراتی اشاره کرد که از آن‌ها استفاده می‌کنیم.

  • تعریف ارتباط غیرکلامی دنیل کناری (Daniel Canary)

هر نوع رفتار نمادین از سر اختیار که برای انتقال یک ایده مورد استفاده قرار می‌گیرد.

انواع مهارت های ارتباطی جزئی

1. مهارت‌ های ارتباطی بین فردی

پرورش این مهارت ها در ارتباط روزمره با دیگران بسیار اهمیت دارد. افزایش و تقویت مهارت های بین فردی با استفاده از تقویت مهارت های انتقال و دریافت پیام صورت می گیرد. برای افزایش این مهارت ارتباطی در خود نکات زیر را به کار بگیرید. این نکات شما را در برقراری ارتباط موثر و صلح آمیز با دیگران یاری می دهد. در مرحلۀ اول باید سعی کنید شنوندۀ خوبی باشید. اینکه به چه میزان بتوانید پیام خود را به مخاطب برسانید به درک عمیق گفته های طرف مقابلتان نیاز دارید. برای اینکه نشان دهید به صحبت های دیگران علاقه مند هستید، از آنها سوال بپرسید.

افراد به سمت کسانی جذب می شوند که علاقۀ واقعی آنها را نسبت به برقراری ارتباط ببینند. سعی کنید همواره در ارتباط با دیگران لبخند بزنید و خوشرو باشید. تماس چشمی با دیگران از موثرترین روش های برقراری ارتباط موثر است. درک دیدگاه های مختلف و شنونده آنها بودن به روابط عمیق و دوستانه کمک زیادی می کنند. همیشه در جمع ها ابراز وجود کنید و منفعل نباشید. این کار باعث می شود دیگران شما را فردی اجتماعی و جذاب بدانند. البته نباید در مورد زمینه ای که اطلاعات ندارید گزافه گویی کنید.

2.مهارت های ارتباط کاری

یادگیری مهارت های کاری نقش بسیار زیادی در بهبود اخلاق کارکنان، تولیدات بالاتر، افزایش فروش و رضایت مشتری ایفا می کند. در بسیاری مواقع مدیران شرکت های موفق مبالغی را برای آموزش مهارت های ارتباط کاری برای کارمندان خود هزینه می کنند. برای داشتن ارتباط با کیفیت در زمینۀ کاری تمام انرژی خود را بر روی درک مخاطب خود صرف کنید. برای این کار از تقویت مهارت های کلامی و غیر کلامی بهره ببرید.

3.مهارت‌ های ارتباطی نوشتاری

تقویت مهارت نوشتن، درک پیام های نوشتاری شما را برای خواننده عمیق تر کرده و تاثیر بیشتری بر او می گذارد. ارتباطات نوشتاری شامل نامه‌ها، ایمیل‌ها، یادداشت‌ها و پیامک‌ها می شود. نوشته شما باید به شکل مناسبی آغاز شود و مقدمه ای مناسب داشته باشد. کلید ارتباط نوشتاری مشخص کردن و وضوح هدف از انتقال پیام است. لحن مکالمه، استفاده از دستور زبان مناسب و املای درست کلمات از نکات قابل توجه در یک ارتباط نوشتاری موثر هستند.

حسن جویی

حسن جویی، به معنی ساده، تایید یک ویژگی مثبت از مخاطب شما است. البته حسن جویی با چاپلوسی تفاوتهای اساسی دارد. چاپلوسی از ضعف شخصیت افراد نشات می‌گیرد و عموماً یک تعریفِ دروغین را شامل می‌شود که به منظور دست‌یابی به یک سود انجام می شود. اما حسن جویی ناشی از عزت نفس بالا است و در واقع یک واقعیت موجود را (فارغ از اینکه در آن لحظه این تعریف، به نفع شخص گوینده است یا نه) ابراز می کند. برای مثال وقتی فردی از رئیس بداخلاق و بددهن خود به عنوان فردی با نزاکت یاد می کند، این یک چاپلوسی آشکار است، اما هنگامی که وی از گارسون یک رستوران به دلیل برخورد مناسبش تعریف می کند، این یک حسن جویی تلقی می شود. به عبارت ساده‌تر، حسن جویی یعنی لحاظ کردن و تایید ویژگی های مثبت افراد.

چگونه حسن جویی کنیم؟

اولین شرط حسن جویی، صداقت است. برای مثال حسن جویی در مورد آشپزی از فردی که به داشتن دست پخت بد در فامیل معروف است، به یک کنایه شباهت دارد. دومین مورد، موقعیت است. برای مثال در نظر بگیرید وقتی که مدیری پرمشغله درگیر مسائل مختلف شرکت است، شما از منشی اداره وقت گرفته اید. حال در بحبوحه ای که مدیر می گوید لطفا خلاصه امرتونو بفرمایید تا من به ادامه کارهایم برسم، شما شروع به حسن جویی کرده و بگویید که: آقای مدیر شما فردی بسیار آرام و متین هستید.!

سومین مورد، موضوع مورد حسن‌جویی است. برای مثال، شخصی به تیپ و لباس خود بسیار اهمیت می دهد و فردی دیگر در تمیز و زیبا نگه داشتن ماشین خود، بسیار دقت دارد. چقدر هوشمندانه خواهد بود که ما در هنگام حسن‌جویی به مسائلی که خود فرد برای آن ارزش بیشتری می‌گذارد اشاره نماییم. در حسن جویی، خصوصاً در شرایطی همچون ارتباطات مجازی و یا تماس تلفنی که مخاطب به طور مستقیم با شما در ارتباط نیست، نام فرد را یک یا دوبار تکرار نموده، سپس خصلت نیک فرد را مورد اشاره قرار دهید. چهارمین موضوع هم اشاره به رویدادی است که تایید کننده حسن جویی است. برای مثال فرض کنید بعد از یک جلسه موفق کاری، شما از همکار خود حسن جویی می کنید: شما واقعا در ارائه مطلب و متقاعدسازی، بسیار مسلط و حرفه‌ای هستید.

به عنوان نکته آخر، حسن جویی از افراد خانواده ارزشش به مراتب بیشتر است تا حسن‌جویی از افراد غریبه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.