ورزش و سلامت روان

عوامل روحی و روانی نه تنها در بروز و تشدید بسیاری از بیماریها تاثیر دارد ، بلکه از مهمترین عوامل تاثیر گذار در روند درمان بیماران است. بسیاری از بیماریهاجنبه روانی دارند. ممکن است فردی سالها دچار دیابت پنهان باشد اما با یک استرس یا مشکل روحی ، دیابت وی تشدید و آشکار شود. از سوی دیگر مشکلات روحی و روانی تاثیر شگرفی در درمان اکثر بیماریهادارد ، به خصوص در زمینه بیماریهایی مثل ام اس که منشاء روانی دارند. در حقیقت مشکلات روانی می تواند باعث تشدید سیر بیماری و یا ایجاد افسردگی در این بیماران شود که به نوبه خود سیستم ایمنی بدن را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث اختلال در روند درمانی آنان خواهد شد. همچنین افراد مبتلا به بیماریهاکه تحت تاثیر فشارهای روحی و روانی قرار دارند ، در هر حالت این بروز استرس و فشارهای روانی تاثیر مستقیم با درمان بیماریهادارد.

 افسردگی شایع‌ترین شکایت روانی در بیمارن دیالیزی است که پاسخی به واقعیت، ترس یا فقدانی موهوم است. تظاهرات آن شامل خلق افسرده پایدار، تصور و نگرشی ضعیف از خود و احساس ناامیدی است. افسردگی مهمترین مشکل روانی است که در صورت عدم شناسایی یا درمان می‌تواند منجر به خودکشی یا قطع دیالیز شود.

کاهش اضطراب پس از ورزش

اضطراب، با پدیدار  شدن یک فکر منفی همراه است که با نگرانی، عدم اعتماد به نفس و دلهره نمود می یابد. اضطراب معمولاً بخاطر خواسته های فرد است که از منابع موجود فراتر هستند یا در برابر خواسته هایی که قابل برآورده شدن نیستند یا اینکه پاسخ های متناسب با آنها، خود به خود فراهم نمی آید، بوجود می آیند. اضطراب با شواهد جسمی مانند ضربان قلب، فشار خون، مقاومت پوست در برابر جریان الکتریسیته و انقباض عضلات، همراه است. اضطراب موقعیتی مشخص تر بوده و اضطراب فرد در یک لحظه بخصوص است. اگرچه، این دو نوع از لحاظ روانی متمایز هستند، اما همپوشانی چشمگیری نشان می دهند.

ورزش بطور معنی داری با کاهش اضطراب مرتبط است. هم ورزش شدید و هم ورزش ممتد، اضطراب را کاهش می دهد. مقادیر کاهش از کم تا متوسط است.

ورزش نسبت به مسکن هایی مانند، مپروبامات بهتر است  در بیماری اضطراب ، بین ورزش و سایر درمانهای اضطراب (مانند یوگا، گروه درمانی ، تزریق اضطراب ومدی تیشن) تفاوت معنی داری وجود دارد . شاید ورزش نسبت به تمامی درمانهای ذکر شده، ارجحیت دشته باشد. اینکه ورزش هوازی می تواند به اندازه سایر درمانها، تأثیر داشته باشد، درخور توجه است، زیرا ورزش دارای مزایای دیگری(قلبی – عروقی، عضلانی و کاهش وزن)  نیز هست.

کاهش اضطراب برای تمام افراد اعم از مرد/ زن، سالم/ ناسالم، مضطرب/ غیر مضطرب، سالم / بیمار، و جوان / سالخورده به چشم می خورد.

یک دوره ده هفته ای دویدن منظم استقامتی، در یک گروه متشکل از چند بیمار مبتلا به  اضطراب متوسط تا شدید، با کاهش کلینیکی اضطراب بطور معنی داری مرتبط است. کاهش اضطراب بدلیل ورزش در انتهای یک برنامه 10 هفته ای، با تأثیر درمان دارویی (کلومیپرامین) قابل مقایسه است.

اضطراب پس از تزریق دی ال لاکتات، افزایش می یابد.پس افرادی که از اضطراب رنج می بردند بایستی از ورزش شدید اجتناب کنند، زیرا ورزش باعث افزایش لاکتات خون شده و باعث افزایش اضطراب می شود.

کاهش اضطراب در افرادی که اضطراب شدید دارند بیش از دیگران است . کاهش اضطراب از لحاظ اندازه ممکن است به مقادیر اضطراب اولیه افراد مورد مطالعه و شرایط اولیه جسمی آنها قبل از ورزش بستگی داشته باشد. درافراد بیمار وشدیدا مضطرب تاثیربیشتری مورد انتظار است.

ورزش هوازی (دویدن، شنا، دوچرخه سواری) در مقابل ورزش غیر هوازی (هندبال ، کشتی ) ورزش تاثیر بیشتری را در کاهش اضطراب نشان می دهد.

اضطراب موقعیتی، پس از 20 دقیقه تمرین مقاومتی کاهش می یابد.این تأثیر به شدت ورزش بستگی دارد.

 هنگامی که طول ورزش هوازی حداقل 10 هفته و ترجیحاً 15 هفته باشد، تأثیر کاهنده اضطراب ، بیشتر است. کاهش اضطراب، تقریباً بلا فاصله پس از ورزش آغاز  می شود و 4 تا 6 ساعت ادامه می یابد. بایستی حداقل 20 دقیقه با شدت 70 تا 80 درصد ورزش کرد.

توقع فرد از ورزش،پرت شدن حواس، روابط اجتماعی، احساس کفایت ، سلامت قلبی- عروقی، آندورفین ها و دمای بدن از جمله علل کاهش اضطراب توسط ورزش هستند .

حتی راهپیمائی سبک می تواند اضطراب را کاهش دهد.

اندورفین ها ، پس از ورزش هوازی طولانی مدت و ورزش مقاومتی سنگین، آزاد می شوند.

آثارضد افسردگی ورزش

هم ورزش شدید و هم ورزش ممتد با کاهش (معنی دار) افسردگی همراه هستند. عمومااین تأثیرمتوسط است. ورزش بیشتر از ریلکسیشن، افسردگی را کاهش می دهد. ورزش تأثیر مشابهی با روان درمانی دارد.

آثار ضد افسردگی ورزش، برای زنان و مردان در تمام سنین به چشم می خورد. افرادی که در ابتدا افسرده تر یا از سلامت جسمی کمتری برخودار هستند نسبت به افرادسالم، از ورزش نفع بیشتری عایدشان می شود .یعنی آثارورزش با سطح کلینیکی افسردگی مرتبط هستند.

ورزش ترشح سروتونین ونور اپی نفرین را متأثر می سازد( این دو هورمون با افسردگی مرتبط هستند).هیچ شاهدی وجود ندارد که ورزش، احتمال بروز افسردگی را افزایش دهد.ورزش بر تغییرات افسردگی مقدم است.تأثیر ورزش با درمانهایی که جلوجذب مجدد سروتونین را می گیرند، قابل مقایسه است.

ورزش تأثیربیشتری دارد هنگامی که : (1) برنامه تمرین ورزشی از 9 هفته طولانی تر بوده و شامل تعداد جلسات بیشتری باشد. (2) ورزش در آزمایشگاه و نه در یک مرکز درمانی انجام شود.(3) ورزش هوازی یا مقاومتی باشد. توجه کنید که برای افسردگی در مقایسه با اضطراب، شواهد آشکارتری وجود دارد که نشان می دهد تمرین مقاومتی در کاهش افسردگی مؤثر است. تأثیر ضد افسردگی ورزش همزمان با اولین جلسه ورزش آغاز می شود و بعد از خاتمه برنامه ورزشی نیز باقی می ماند.

داروهای ضدافسردگی ،عمدتا اعصاب  سروتونینی را تحت تاثیر می دهند.این داروها، مانع بازجذب سروتونین توسط نرون می شوند. کاهش طولانی مدت سر تونین در سیستم عصبی بیماران افسرده، با احساس خستگی آنها مرتبط است، برای همین بلند شدن از رختخواب برای آنها مشکل است.

اعصاب سروتونینی، بوسیله ورزش تغییر می یابند. ورزش، میزان دسترسی به سروتونین را افزایش و خواب عمیق ولی کم اثر را کاهش می دهند. هم ورزش سنگین و هم ورزش ممتد، با افزایش خواب مؤثر و کل زمان خواب ارتباط دارد. بیماران افسرده می توانند سطح سروتونین را با ورزش در بیداری، افزایش دهند.

افسردگی با کاهش ساخت نوراپی نفرین در مغز مرتبط است. کاهش متابولیت های نوراپی نفرین در ادرار بیماران افسرده مشاهده گردیده است . متابولیت های ادراری نوراپی نفرین پس از ورزش سنگین افزایش می یابند. آزاد سازی نوراپی نفرین در ورزش سنگین افزایش می یابد.

ورزش و افزایش تحمل

ورزش ممکن است در شکل گیری شخصیت پرطاقت نقش داشته باشد.این شخصیت می تواند، پدیده های تنش زا را تغییر شکل داده یا در برابر آنها مقاومت کند. با توجه به تأثیر ورزش در بالا رفتن طاقت افراد اعتقاد بر این است که ورزش می تواند منجر به کاهش شکایت از بیماری، از طریق افزایش مقاومت در برابر پدیده های استرس زای زندگی شود.

افرادی که از لحاظ هوازی سالم هستند، بطور معنی داری پاسخ روانی کمتری به استرس دارند. اکثر تحقیقات کاهش واکنش پذیری به عوامل   استرس زا را پس از ورزش شدید نشان داده اند. با 40 دقیقه دوچرخه سواری با شدت 70 درصد ، میانگین فشار خون پس از قرار گرفتن در معرض عوامل استرس زا، کاهش می یابند.

مفاهیمی مانند، افسردگی، اضطراب،خشم، خستگی، سر در گمی، خوش برخوردی و شادی تحت عنوان روحیه طبقه بندی می شوند. کلمه روحیه (مثبت و منفی‌)‌، “برتری روانی” و “سلامتی” اغلب هنگام ارزیابی تأثیر ورزش، بجای یکدیگر استفاده می شوند.

ورزش، روحیه را بهتر می کند. در افراد مسن، ورزش با بهبود روحیه مثبت و کاهش روحیه منفی مرتبط است. این مطلب با افزایش شور و نشاط در افراد جوانتر پس از ورزش هوازی، سازگار است. افراد مسن تر که ورزش می کنند در مقایسه با دیگران، یا کسانی که یوگا کار می کنند، روحیه شان بهتر است . افراد زیر 65 سال ، پس از ورزش، افزایش کم اما مداومی را در روحیه مثبت نشان می دهند. این تأثیر برای زنان و افراد  بالای 40 سال، بیشترین مقدار را دارد.

به نظر می آید یک رابطه احتمالی موقت بین شدت ورزش و روحیه مثبت وجود دارد. تأثیر مثبت در 5 دقیقه پس از ورزش بیش از مقداری است که در 20 ثانیه پایانی ورزش سنگین دیده می شود. تشخیص و شناخت هدف توسط فرد و محیط انجام ورزش، بر روی واکنشهاتأثیر گذار است.

          سلامت روانی

میزان کم تا متوسط ورزش هوازی، توان ارتقاء سلامت روانی را دارد.

ورزش و خودباوری

خود باوری ارتباط قابل ملاحظه ای با سلامت روانی دارد ، زیرا یک شاخص کلیدی از ثبات ذهنی وخواسته های فرد است . یکی از بهترین پیش بینی کننده های سلامت هم هست.خود باوری با رضایت از زندگی، جایگاه اجتماعی مثبت ، انعطاف پذیری نسبت به استرس و رفتارهای موفق ، مرتبط است.

افراد شدیداً افسرده پس از یک دوره ورزش هوازی 16 هفته ای بطور معنی دار نمرات خودباوری شان بیشتر می شودورزش ممکن است خودباوری را با اثر دارونما، بهبود بخشد.

تأثیر ورزش برای کودکان معلول در برابر کودکان سالم بیشتر است. ورزش بویژه برای کودکانی که از ابتدا خودباوری کمی دارند، مؤثر است. با وجود این تأثیرات مثبت خود باوری در تمام طبقات سنی مشاهده می شود . آمادگی هوازی نسبت به سایر فعالیتها تاثیر بیشتری روی خودباوری کودکان دارد.برای افراد مسن تر ، ورزش هوازی ووزنه زدن در کوتاه مدت تاثیر بهتری دارند . ورزشهای سنگین تر، در یادگیری پسرهای معلول ، تأثیر بیشتری دارند. برنامه های ورزشی طولانی تر از 12 هفته نسبت به برنامه های 8 هفته ای یا کمتر، منجر به ایجاد تغییرات بیشتری در خود باوری می شوند.

برای افزایش خودباوری ، لازم نیست که بدن از لحاظ جسمی سلامت باشد یا در سلامت بدنی پیشرفتی حاصل آید. آزادی عمل و کنترل فردی ، علل افزایش خودباوری ، هستند.

ورزش و تفکر

ورزش می تواند جریان خون مغزی ، سطح نور اپی نفرین و دوپامین ، را افزایش داده و ممکن است منجر به تغییرات ساختاری دائمی مغز شود. برخی از این تغییرات که با ورزش مرتبط هستند ، می توانند رساندن اکسیژن به مغز را متأثر سازند و برخی دیگر ممکن است در بهبود حافظه نقش ایفاء کنند.

در طول کارهایی نظیر ارزیابی حافظه ، ارزیابی سرعت واکنش، آزمون هوش و امتحانات دانشگاهی ، ورزش بهبود معنی داری را  در تفکر ایجاد می کند.

ورزش سنگین، تأثیر کمتری را نسبت به ورزش ممتد نشان می دهد. همچنین وقتی که بیش از 20 نفر در گروه ورزش باشند، ورزش سنگین با تأثیر بیشتری همراه است، و وقتی کمتر از ده نفر در گروه باشند، ورزش ممتد منجر به تأثیر بیشتری می شود . در ورزش ممتد جوانها بیشتر از افراد مسن تحت تاثیر قرار می گیرند.

جریان خون مغزی،انگیزش و سلامت روانی از جمله مسیرهای تاثیر ورزش بر تفکر هستند. اختلال در جریان خون مغزی و هیپوکسی منجر به تضعیف تفکرمی شوند. ورزش در رساندن اکسیژن به مغز کمک می کنند، لذا روی تفکر تأثیر مثبت دارد. ورزش ، تغییرات ناشی از بالا رفتن سن (مانند کاهش ساخت نوروترانسیمترها، تغییر شکل نورونها و تخریب سیستم عصبی مرکزی ) را تعدیل می کند. ورزش هوازی منظم با بهبود عمل فرایند کردن اطلاعات در مغز ارتباط دارد. بیماریهای قلب و عروق ، دیابت وابسته به انسولین ، فشار خون بالا (که همگی باعث پدیده سالخوردگی می شوند)ممکن است تفکر را تضعیف کنند. نقش ورزش ، کنترل این بیماریها و سرانجام کاهش دادن تأثیرشان بر پسرفت تفکراست.

برای کنترل استرس ورزش کنید

1. به پاهای خودتان نگاه کنید. پنجه پا را جمع و انقباض عضلانی را بررسی کنید. سپس پنجه پا را بحالت اولیه برگردانید و یکبار دیگر این کار را تکرار کنید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

2. پاها را بطرف بالا، بطرف صورت ببرید و سپس انقباض عضلانی را در پاها و عضلات مشاهده نموده و آن را در همان وضع نگه دارید و سپس بحالت اول برگردانده و آنرا دوباره تکرار کنید سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

3. همانندی که پاشنه ها را در شن فرو می برید، آنها را روی کف زمین فشار دهید. انها را در آن وضع نگه داشته و انقباض پشت ران را بررسی کنید. سپس بحالت اولیه برگردانده و تمرین را یکبار دیگر تکرار کنید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

4. ران را منقبض می کنیم و ساق پا را به ملایمت بلند می کنیم، آنرا نگه داشته و انقباض را بررسی می کنیم. سپس آنرا بحالت اولیه برمی گردانیم سپس با پای چپ این تمرین را تکرار می کنیم، دوباره این عمل را با هر دو پا تکرار می کنیم. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

5. نشیمنگاه را منقبض کنید و سپس آنرا خیلی ملایم کمی از زمین بلند کنید. آنرا مدتی بهمین وضعیت نگه داشته و انقباض آنرا مورد توجه قرار دهید. سپس بحالت اولیه برمی گردانیم. تمرین را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

6. عضلات شکم را منقبض کرده و آنرا مدتی در حال انقباض نگه دارید. سپس وضعیت انقباض را بررسی کنید. بعد بحالت اولیه برگردانده و تمرین را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

7. عضلات شکم را بطرف داخل ببرید،( نفس عمیق بکشید) سپس قسمت پائینی پشت را روی زمین بخوابانید و آنرا بهمان حالت نگه داشته تا فشار وارده به معده و قسمت پائینی پشت را احساس کنید. بعد بحالت اولیه برگردانید. عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

8. نفس عمیق بکشید و آنرا در سینه نگه داشته و سپس آنرا بیرون دهید. این عمل را تکرار کنید. باید توجه داشته باشید که هوا را بحالت آرام بیرون داده و خیلی آرام بحالت اولیه برگردانید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

9. بازوهایتان را کنار بدنتان قرار داده و هر دو مشت را محکم جمع کرده و آنرا بهمین حالت نگه دارید. سپس حالت انقباض را بررسی کرده و بعد بحالت اولیه برگردانید. عمل را یکبار دیگر تکرار کنید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

10. با بالابردن دستها بطرف شانه ها آرنج را خم کنید و انها را همینطور محکم بحالت انقباض نگه دارید و کشش عضلات بازو را بررسی کنید. سس بحالت اول برگردانده و عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

11. طوری که کف دست بالا باشد، بازوها را روی زمین بخوابانید و عضلات قسمت عقب بازو را روی زمین فشار دهید. حالت انقباض عضلات مربوطه را بررسی کنید. آنرا منقبض کرده و سپس بحالت اولیه برگردانده، تمرین را تکرار کنید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

12. شانه ها را نخست کمی بلند کنید وسپس آنرا تا جای ممکن بالا نگه دارید و در همان وضع بمانید. وضعیت انقباض را بررسی کنید و سپس بحالت اولیه برگردانید و عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

13. سر را به ملایمت به عقب بکشید و وضعیت انقباضی پشت گردن را توجه کنید و آنرا در همان وضع نگه دارید و سپس بحالت اولیه برگردانید. عمل را یکبار دیگر تکرار کنید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

14. سر را به ملایمت بطرف سینه خم کنید و در همان وضعیت نگه داشته و انقباض گردن را مورد توجه قرار دهید. بعد بحالت اولیه برگردانده و عمل را یکبار دیگر انجام دهید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

15. زبانتان را به سقف دهان فشار داده و آنرا در همان وضع نگه دارید. حالا بحالت اولیه برگردانده و عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

16. چشمهایتان را محکم ببندید و آنها را کاملا بسته نگه داشته و وضعیت انقباضی را مورد توجه قرار دهید. سپس بحالت اولیه برگردانید و توجه داشته باشید که چشمها پس از توجه به حالت انقباضی با ملایمت بسته باشد. سپس عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

17. پیشانی تان را چروک داده و وضعیت آن را مورد توجه قرار دهید سپس آنرا برای مدت کمی بهمان حال نگه داشته و بعد بحالت اولیه برگردانید. عمل را تکرار کنید. سپس بمدت 30 ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید

داروی افسردگی ورزش است

بنابر تمامی پژوهش های انجام شده پیرامون ورزش، می توان نتیجه گرفت که ورزش بر درمان افسردگی تاثیر متوسطی دارد.

مقایسه ی تاثیر ورزش با درمان های مرسوم افسردگی

 امروزه تمامی پژوهش ها در این باره اذعان دارند که تاثیر ورزش بر افسردگی به اندازه ی روان درمانی و داروهای ضد افسردگی است. جالب آن که اگر ورزش هوازی با حداکثر ضربان قلب بین هفتاد تا هشتاد و پنج عدد و به مدت چهار ماه انجام شود، احتمال عود افسردگی (در مقایسه با مصرف داروهای ضد افسردگی) کمتر است و اگر ورزش گروهی انجام شود، تاثیرش بیش تر می شود و اگر تا یک سال ادامه یابد، احتمال عود شاید حتی به کمتر از نصف هم برسد.

حجم ورزش چقدر باید باشد؟

بنابر پژوهش ها ورزش هوازی که به انرژی بالایی نیاز دارد، باید دست کم سه روز در هفته انجام شود و در هر جلسه بین سی تا چهل و پنج دقیقه طول بکشد و دوازده هفته ادامه یابد تا نشانه های افسردگی را به میزان پنجاه درصد کاهش دهد.

باید کاری کنیم که بیمار افسرده ورزش کند

منظم ورزش کردن برای افراد افسرده دشوار است. علائم افسردگی مانند خستگی، کلافگی، کاهش عزت نفس، بی میلی و بی حوصلگی و بی خوابی انگیزه ی ورزش کردن را تحت تاثیر قرار می دهد. بیماران افسرده با وجود داشتن اضطراب شدید و آمادگی بدنی ضعیف، ممکن است به هیچ وجه نخواهند ورزش کنند. از این رو باید کاری کنیم که باور کنند می توانند با این روش، افسردگی خود را کاهش دهند. در این صورت حتی اگر پس از فروکش کردن برخی نشانه های اولیه ی این بیماری، چندین نشانه ی عود آن را هم تجربه کنند، باز هم به درمان قطعی می رسند، زیرا فروکش و عود در افسردگی طبیعی است.

در ادامه به هفت نکته ی کلیدی درباره ی ورزش هایی که بسیار موثرند، اشاره خواهد شد:

  1. ورزش کنید: هر ورزشی را که بیشتر دوست دارید، انجام دهید. دوست نداشتن ورزش، دلیل خوبی برای ورزش نکردن نیست. به خود بگویید که حتما خوب می شوید.
  2. از پاهایتان غافل نشوید: یک جفت کفش ورزشی خوب بخرید. این کار هزینه نیست، سرمایه گذاری است.
  3. وقت خود را غنیمت بدانید: هر روز در وقتی مناسب ورزش کنید؛ اما با معده ی کاملا پر یا خالی یا پیش از خواب از این کار بپرهیزید. افراد افسرده به کم خوابی دچارند و ورزش پیش از خواب، بی خوابی می آورد. به همین سبب بهتر است روزها زیر نور آفتاب ورزش کنید.
  4. موانع را از سر راه بردارید: ورزش را برای خود آسان کنید. هوای بد، درگیری کاری، خستگی و غیره نباید مانع از این کار شود. برای از سر راه برداشتن این مشکلات مشورت کنید.
  5. یک همراه پیدا کنید: کسانی که تنها ورزش نمی کنند، از این کار بیشتر لذت می برند و به آن ادامه می دهند. تنها نبودن منافع دیگری نیز دارد.
  6. مثبت فکر کنید: موفقیت هایتان را جشن بگیرید و شکست ها را فرصتی برای آموختن بدانید. اگر یک جلسه نتوانستید ورزش کنید، ناامید نشوید.
  7. از لحظات لذت ببرید: پس از هر جلسه ورزش چند دقیقه را به لذت و ستایش از احساسات خود اختصاص دهید.

بیماران افسرده با وجود داشتن اضطراب شدید و آمادگی بدنی ضعیف، ممکن است به هیچ وجه نخواهند ورزش کنند. از این رو باید کاری کنیم که باور کنند می توانند با این روش، افسردگی خود را کاهش دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.